عبد الحي بن الضحاك بن محمود الجرديزي ( گرديزى )
153
تاريخ گرديزى ( زين الأخبار ) ( فارسى )
منصور ، [ 1 ] و بميان ركن و مقام [ 2 ] او را بيعت كردند ، و هيچ خليفتى را اين نبود . و چون انگشترين [ 3 ] و برد و قضيب [ 4 ] پيغمبر ما صلى اللّه عليه و آله و سلم بر دست مبارك مولى منصور ، بنزديك مهدى رسيد ، چشم و اهل بغداد به بيعت خواند ، همه اجابت كردند و بيعت پذيرفتند . و چون مهدى بپادشاهى بنشست ، رسمهاء نيكو آورد : اول كارى زندان بغداد عرض كرد ، و همه گناهكاران را آزاد كرد ، مگر كسى كه قصد ملك كرده بود ، يا خصمان داشتند به خون او . لشكر عظيم بساخت و بروم فرستاد بگشادن ، و پسر مروان حمار بشام بود و چندگاه متنكر [ 5 ] بود . چون خبر به مهدى آوردند ، او را امان داد تا بيامد ، و چون بنزديك او آمد ، او را اطلاق كرد ، تا هر كجا خواهد رود ، و حج كرد ، و مسجد پيغمبر را
--> [ ( 1 - ) ] مسعودى : شنبه 24 ذى حجه 158 ه . [ ( 2 - ) ] مقصد ركن عراقى بار كن يمانى خانهء كعبه و مقام ابراهيم باشد كه نزديك زمزم است به چند گاه ( اصطخرى 18 ) زيرا اين بيعت را ربيع مولاى مهدى در مكه سند و بوسيلهء مناره مولاى ديگرش به بغداد فرستاد ( مروج 3 ر 233 ) . [ ( 3 - ) ] طبرى گويد ( 6 ر 350 ) قضيت و بردهء نبوى را كه براى خلفاء به ارث مانده بود فرستادند ، و ذكرى از انگشترين نبوى ندارد و فقط گويد : كه ابو العباس طوسى با مناره خاتم خلافت را هم آوردند ، و اين صحيح است ، زيرا رسول ( ص ) غير از يك خاتم آهنين نداشت كه آن هم از دست حضرت عثمان در سنه 30 در چاه اريس افتاد و با وجود جستجو بدست باز نيامد ( طبرى 3 ر 335 ) . [ ( 4 - ) ] در هر دو : ون : قصب است ولى بقول طبرى صحيح آن قضيب است كه ، در عربى شاخ درخت را گويند كه از آن تير و كمان سازند ( منتهى الارب ) و ممكن است مقصد طبرى هم تير و كمان يا عصا باشد ، اما قصب به فتحتين به معنى كتان تنك و نرم هم است ( منتهى الارب ) كه عبارت از لباس نبوى باشد . ولى چون در متن قديم طبرى قضيب موجود است ، من آن را در متن آوردم . و همين كلمه در مبحث الهادى هم به شكل قضيب تكرار شده . [ ( 5 - ) ] هر دو : مستكز ؟ ولى متنكر بمعنى ناشناس است .